خرید بک لینک
داریم میریم خونه ی مادر قراره تولد فاطمه رو اونجا بگیریم تم امسال خداروشکر مشکی نداره تم قرمز سفید نیت دارم ایلیا و عرفان جفت پسر های خواهرام رو هم سوپرایز کنم دیشب با همسر بحث شد و منو جلو بچه هااااافاطمه صداشو برد و بالا و گفت بابا گمشو از یک طرف خوشحال شدم که درک میکنه و از طرفی دلم نمیخواست صداشو برای پدرش بالا ببره و اما دعوا سر خواهرم بودما برای پول ماشین جدیده 100 میلیون کم داشتیم و زهرا این پول رو با وامی که از طرف ازمایشگاه داده بودنش توی حسابش داشت و قرار بود که پول رو تو حساب بخوابونه

برچسب: نویسنده: رضا مهدوی تاريخ: چهارشنبه 5 آذر 1404 ساعت: 23:48

مشاور گفت که اگر در آسانسور با مردی که قصد داره بهت نزدیک بشه گیر افتادی و حس کردی که راه نجاتی نداری و چون اسانسور خراب شده کسی صداتو نمیشنوه به جای اینکه داد و فریاد کنی اجازه بده شخص کارشو انجام بده و تو شتر دیدی ندیدی

جقدر برایم جالب بود یعنی قربانی بشیم و بعدش هم سکوت کنیم

برچسب: نویسنده: رضا مهدوی تاريخ: سه شنبه 4 آذر 1404 ساعت: 6:54

صفحه بندی